Richard Brautigan-Thomas Hardy
(The Man He Killed (Thomas Hardy
Had he and I but met
By some old ancient inn,
We should have set us down to wet
Right many a nipper kin!
But ranged as infantry,
And staring face to face,
I shot at him as he at me,
And killed him in his place.
I shot him dead because--
Because he was my foe,
Just so: my foe of course he was;
That's clear enough; although
He thought he'd 'list, perhaps,
Off-hand like--just as I--
Was out of work--had sold his traps--
No other reason why.
Yes; quaint and curious war is!
You shoot a fellow down
You'd treat, if met where any bar is,
Or help to half a crown
اگر یکدیگر را در مسافرخانه ای قدیمی و کوچک ملاقات می کردیم
با هم می نشستیم ، لیوان کوچکی آبجو می نوشیدیم و هم صحبت هم می شدیم
ولی در صف پیاده نظام ، رو درروی هم قرار گرفتیم
من به او شلیک کردم، آنگونه که اوبه من شلیک کرد
و همان جا که ایستاده بود کشتمش.
کشتمش چون دشمنم بود، همین.
البته که دشمنم بود، همین کافی ست.
به این فکر می کرد که چرا اینقدر زود به خدمت ارتش در آمده بود
شاید مثل خودم بیکارشده بود و همه ی ابزار و وسایل کارش را هم فروخته بود
هیچ دلیل دیگری نمی تواند داشته باشد.
آری! جنگ پدیده ای است غریب.
شلیک می کنی و هم نوعی را می کشی.
حال آنکه اگر در بوفه ای ملاقاتش می کردی،
یا او را به نوشیدنی دعوت می کردی و یا نیم کرونی کمکش می کردی.
___________________________________
